فرانک گهری را بیشتر بشناسیم

سلام دوستان

قبلا هم در مورد فرانک گهری مطالب کوتاهی رو گفته بودم ولی با توجه به کارای فوق العاده جالب این معمار کانادایی بهتره این معمار بزرگ رو بیشتر بشناسیم

دوران تحصیل

او در سال ۱۹۲۹ م در خانواده‌ای یهودی در شهر تورنتوی کانادا (با نام اصلی فرانک اون گلدبرگ ) دیده به جهان گشود.

او در سال ۱۹۴۷ م به همراه خانواده اش به لس آنجلس مهاجرت کردودر دانشگاه جنوب کالیفرنیا به تحصیل در رشته معماری پرداخت. او از شاگردان ویلیام پریرا است.

در سال ۱۹۵۶ م در دانشگاه هاروارد به تحصیل در رشته برنامه‌ریزی شهری پرداخت و هم‌زمان در دفتر ویکتور گروئن مشغول به کار شد.

او اکنون شهروند ایالات متحده و ساکن لس آنجلس است.

ادامه نوشته

فرانک گهری (Frank O. Gehry)

زندگی نامه فرانک گهری

 

فرانک اون گهری در ۲۸ فوریه ۱۹۲۹ در تورنتو کانادا متولد شد. نام مذهبی اش ابراهیم بود و محض خنده او را ماهی ( (fish صدا می کردند. بلافاصله پس از جنگ دوم جهانی کانادا را ترک کرد و با خانواده اش در لوس آنجلس اقامت گزید، آن هم نه در یک خانه ی ویلایی واقع در حومه سرسبز شهر که در مرکز شهری با تراکم جمعیت بالا و خطرناک.

در کالیفرنیا نام خانوادگی اش را از گلدبرگ تغییر داد و تا اندازه ای با محیط سینمایی درخشان هالیوود آشنا گردید. در سال ۱۹۵۲ در سن ۲۳ سالگی همچون اردکی بیرون از آب است. در این هنگام خانم آنیتاسنایدر با درآمدی معمولی برای تامین مخارج زندگی مستقل خویش با او آشنا گردید و ازدواج کرد و در یافتن مسیری برای زیستن با فروتنی به کمک وی شتافت. بدین طریق گهری توفیق یافت که در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی ثبت نام نماید. او در ابتدا هنر را انتخاب نمود سپس با تغییر رشته تحصیلی در سال ۱۹۵۴ در معماری فارغ التحصیل شد. کمی بعد، حین خدمت سربازی در جورجیا پروژه هایی را مطابق الگوهای معمار معروف به نام رایت طرح کرد و آثار کوچکی را با استفاده از باقی مانده ابزار ساده ای که طی دوران نوجوانی اش در مصالح فروشی پدر بزرگش می فروخت به مرحله اجرا رسانید. اینک همکاری با ویکتور گروئن را آزموده بود کسی که با ورود به لوس آنجلس مشی خبرگانی از وین را چون شیندلر و نیترا تعقیب می کرد.

گروئن که در دفتر معماری آبرومند و معتبر خود عملیات اجرایی صدها طرح را برنامه ریزی نموده است به معمار جوان پیشنهاد می کند که پس از دوران سربازی معماران دهه پنجاه را در زمینه شهرسازی مورد مطالعه و بررسی عمیق قرار دهد.

گهری ۲۷ ساله پدر دو دختر در دانشکده طراحی هاروارد است در نوستون کاری نمی یابد. در سال ۱۹۵۸ به دفتر گروئن باز می گردد. کار دو سال ادامه می یابد اما برای گذر از حالت سکون وشرایطی که دورنمای پیشرفتی اندک را نشان می دهد به همراه تمامی اعضا خانواده به پاریس نقل مکان می نماید.

برای یک سال نزد معمار آندره موند کار می کند و مدتی را نیز در سفر می گذراند. با آخرین دو اثر لوکوربوزیه آشنا می شود. لاتورت و مخصوصا رون شام که همراه با کلیساهای رومنی فرانسوی و آلمانی به مجموعه درسهای فراگرفته اش وارد می شوند. بازگشت او به لوس آنجلس تحولی بزرگ به شمار می آید. در سال ۱۹۶۲ یک دفتر معماری به نام خودش باز می کند. کارهایش تقریبا به زودی قابل توجه و با کیفیت عالی می شوند. ساختمانها در شروع از مشخصه های کلیدی سبک معماری رایت برخوردارند هر چند که در آنها نشانه هایی از آثار برادران گرین و شیندلر نیز مشاهده می شوند. مغازه ها، تفکیک زمین ها، پروژه های مسکونی، دفاتر و تاترهای سرباز که تقریبا مشتمل بر سی طرح اجرا شده می باشند. کوششی که به نحوی شایان مورد استقبال گروه حرفه ای آمریکا واقع شد چنانکه در سال ۱۹۷۴ در شمار اعضای AIA قرار گرفت. به موازات فعالیت در پروژه های کارفرمایان دولتی و خصوصی فرصت هایی نیز برای تهیه طرح های فضاهای نمایشگاهی و هنری به وجود آمد که به دو نمونه از طرحهای دفتر کار محل سکونت اشاره می شود : دانزیگر Danziger به مثابه مینیمم احجام بسته در شهر و دیوس Davis نمایان گر درکی دینامیکی از فرم ذوزنقه.

در شروع سالهای ۷۰ با استفاده از کارتن فشرده مبل ساخت. عملی که در آن هنگام فقط می توانست بر حضور بستر درونی آزادی برای تجزیه طرحی رادیکال دلالت نماید.مدتی کوتاه در موسسه معماری کالیفرنیا جنوبی SCI تدریس نمود جایی که در پراکندگی شهر منطقه ای لوس آنجلس دارای نیروی پیش برنده خواهد شد اما نقش استادی اش جنبه فرعی و موقتی دارد و قریحه های گفتاری او مسحور کننده نیستند.

با وجود جا افتادگی دفتر کارش که تعداد همکارانش به ۲۰ می رسد ” زندگی خصوصی اش چندان خوب نیست ” و میلتون و کس لر هنرمند روان کاو شخصیتی که گهری را مجذوب خویش ساخته احتمالا یاری اش می کند مفهوم چگونگی مبارزه زندگی در سطحی بالاتر را دریابد. در سال ۱۹۷۶ در پی ده سال جدایی از آنیتا با برتا ایزابل ( Bertha Isabel ) ازدواج می کند و در سال ۱۹۷۸ اجرای خانه ای را که برای زندگی جدید تدارک دیده اند به پایان می رساند.

خاطره اش زنده شد. شایستگی خانه مزبور در بازگشت به گذشته بیش از یک قرن پیش است. فراخوانی خانه سرخ که جوانی به نام وب ( Webb ) برای ویلیام از ارزشهای افزایی در کارهای دستی و بعد به قراری ارتباط با صنعت و به کارکرد گرایی باوهاوس ره خواهد یافت. در خانه برشمرده که در ناحیه ویلایی حومه شهر قرار دارد برای نخستین بار و به طور ریشه ای با جدا سازی میان اشراف و مردم و فاصله فرهنگ امتیازمند و عام و تقسیم بندی طبقات فرهیخته تحصیل کرده و معمولی مبارزه می شود.

طراح به یک پی ریزی دوباره می نگرد. یک ” پایه صفر ” که از نظر نیرو و شدت قابل مقایسه است با لویی کان ( Louis Kahn ) در سی سال پیش در رم.هر دو گر چه گر چه در شرایطی کاملا متفاوت به سر می برند در آستانه پنجاه سالگی از معماری سوداگر فاصله می گیرند تا بدین وسیله برای تحقیقی دلیرانه به معماری به مثابه هنر وصل گردند آن هم نه از نوعی که امروزه در شبکه دام های ” خود ” مرسوم است. ویژگی سفرهای خلاق در گهری برابری معادله ” معماری نو = خانه نو ” را به اثبات رسانیده است.

برگرفته از کتاب : گهری معماری پسماندها

نوشته آنتونیو سجو

ترجمه دکتر حسین ماهوتی پور

لرد ریچارد راجرز (Richard Rojers)

ریچارد راجرز در سال ۱۹۳۳، در فلورانس ایتالیا به دنیا آمد. پدر او پزشک بود و مادرش علاقه زیادی به طراحی مدرن داشت. خانواده راجرز در سال ۱۹۳۸، همزمان با پدیدارشدن نشانه‌های آغاز جنگ جهانی دوم، به انگلستان بازگشتند. او در مدرسه AA لندن به تحصیل در رشته معماری پرداخت و مدرک فوق‌لیسانس خود را از دانشگاه Yale دریافت کرد. راجرز در این دانشگاه به همراه نورمن فاستر، همکلاسی خویش، از محضر بزرگانی همچون پل رودلف که رئیس مدرسه معماری بود و جیمز استرلینگ بهره جست. همچنین او در آنجا علاقه زیادی به فرانک لویدرایت پیدا کرد، تا جایی که از او با عنوان my first god یاد می‌کند. راجرز پس از مدتی کار برای Skidmore, Owings & Merrill در نیویورک، به انگلستان بازگشت تا نخستین فعالیت حرفه‌ای معماری خویش را به همراه نخستین همسرش، Su Brumwell، نورمن فاستر و Wendy Cheeseman، در قالب گروهی کوتاه‌عمر بنام Team 4 که فعالیتش تنها تا سال ۱۹۶۷ ادامه یافت، شروع کند. از سال ۱۹۷۱ نیز، با پروژه مرکز ژرژ پمپیدوی پاریس، شراکت او با رنزو پیانو شروع شد که این همکاری تا سال ۱۹۷۸ ادامه داشت.

راجرز در حال حاضر رئیس Richard Rogers Partnership است، شرکتی که آن را در سال ۱۹۷۷، در لندن تأسیس کرد و هم‌اینک دارای دفاتری در بارسلون، مادرید و توکیوست. نام این شرکت، از ماه آینده، برای به رسمیت شناختن کار دو همکار جوان آن، Graham Stirk و Ivan Harbour، به Rogers, Stirk, Harbour & Partners تغییر خواهد یافت.
ریچارد راجرز که از سال ۱۹۹۶، با کسب مقام اشرافی، به لرد راجرز ملقب گشته، در طول سال‌های متمادی زندگی حرفه‌ای خویش، موفق به دریافت تعداد زیادی از جوایز معتبر معماری شده است که از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به مدال طلای انستیتو سلطنتی معماران بریتانیا (RIBA) در سال ۱۹۸۵، و نیز شیر طلایی بی‌ینال ۲۰۰۶ ونیز اشاره کرد.

ریچارد راجرز همواره با طراحی ساختمان‌هایی همگام و سازگار با محیط زیست و بهره‌مند از تکنولوژی روز، در خط مقدم جنبش معماری پایدار بوده است. توجه به نور طبیعی و تغییرات اقلیمی و خلق ساختمان‌هایی که تا حد امکان از حداقل انرژی و نیز انرژی پاک استفاده کنند، مهم‌ترین دغدغه‌های او در این معماری محسوب می‌شوند.
یکی از معروف‌ترین کارهای راجرز در میان نخستین پروژه‌های او قرار دارد: مرکز ژرژ پمپیدو در پاریس که آن را در سال ۱۹۷۱، به همراه رنزو پیانو، در یک مسابقه بین‌المللی طراحی کرد. در این پروژه، آنچه که معمولاً در ساختمان‌ها پنهان نگهداشته می‌شد، در معرض نمایش ‌گذاشته شد و سازه نمایان فولادی این ساختمان و نمای چشمگیر آن که تحت تسلط لوله‌های تأسیساتی، پله‌های ‌برقی و سایر عناصر خدماتی بود، آن را به ساختمانی تأثیرگذار در تاریخ معماری معاصر تبدیل کرد.

یکی دیگر از کارهای مشهور راجرز که از پروژه‌های اولیه او به شمار می‌رود، برج اداری Lloyd’s of London در شهر لندن است که اجرای آن در سال ۱۹۸۶ به پایان رسید. ایجاد ارتباط میان درون و بیرون با استفاده از آتریوم بلندی از فلز و شیشه که سازه را غرق در نور طبیعی می‌کند، مهم‌ترین ویژگی معماری این ساختمان است.
از دیگر پروژه‌های مهم راجرز می‌توان به گنبد هزاره لندن (۱۹۹۶-۱۹۹۹)، ترمینال ۴ فرودگاه Barajas مادرید و تالار گردهمایی ولز (۱۹۹۷-۲۰۰۵) در Cardiff (1998-2005) اشاره کرد. او در حال حاضر پروژه‌های بزرگی در نقاط مختلف جهان در دست طراحی دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از: طراحی یک برج ۷۱ طبقه اداری برای سایت مرکز تجارت جهانی در نیویورک، ساختمان Leadenhall در لندن و چند پروژه دیگر در ژاپن و کره جنوبی.

برگرفته شده از سایت : http://www.civill.ir

لوئی کان (Louis Kahn)

لوئی کان یک ماه قبل از مرگش در تهران بود تا به همراه کنزو تانگه بر روی یک پروژه عظیم بیندیشند(توسعه شهرسازی محله عباس آباد تهران).او به ایران آمده بود که محیط را حس کند و احتیاجات را قبل از آنکه دست به طرحی بزند،درک کند.

لوئی کان در میان صحبتهایش گفته بود که دلش می خواهد ادعا کند که در رگهایش مقداری خون ایرانی جریان دارد، خونی که از طرف نسل مادرش که همجوار ایران در روسیه زندگی کرده است به او رسیده است.

 

لوئی کان نه در قالب معماری ارگانیک رایت جای می گیرد و نه در قالب معماری مدرن لوکوربوزیه و میس، بلکه وی در پی آن بود که معماری را، به راهی اساسی، برای خود دوباره تعریف کند.وی شخصیتی طوفانی و متکبر نداشت، یا به بیانی دیگر بتهوون عالم معماری نبود و با سادگی فروتنانه ای سخن می گفت و می زیست.

لوئی کان به سال ۱۹۰۱ در جزیره “ازل” در استونی که در آن هنگام جزئی از امپراطوری روسیه بود تولد یافت.پدر او “لئوپلد” که کارش ساختن شیشه های رنگین بود و مادرش “برتا” که هارپ می نواخت به سال ۱۹۰۵ به ایالات متحده مهاجرت کردند و در فیلادلفیا ساکن شدند.پدرش مغازه شیرینی فروشی کوچکی باز کرد، اما زندگی برای خانواده “کان” مانند بسیاری از مهاجرین دیگر در آن زمان، در سرزمین تازه مشکل بود و این خانواده با گرسنگی بیگانه نبود.

وی از همان اوان جوانی در رسم و نقاشی دارای استعداد فوق العاده ای بود  و در چندین مسابقه از حریفان خود پیشی گرفت. قبل از آنکه دبیرستان خود را به پایان برساند می دانست که در آینده چه رشته ای را دنبال خواهد کرد و با ورود به دانشگاه پنسیلوانیا در رشته معماری آغاز به تحصیل کرد تا آنکه به سال ۱۹۲۴ از دانشکده هنرهای زیبای این دانشگاه فارغ التحصیل شد.در مدرسه، وی بیشتر به شیوه “بوزآر” (مدرسه هنرهای زیبای پاریس) که شیوه معمول آن زمان در دانشکده های هنر و معماری ایالات متحده بود، تعلیم یافت.قرینه سازی، فضاهای بزرگ و حجم های هندسی متوازن عواملی بود که در آن زمان وی را از پیوستن به نهضت های در حال توسعه مکاتب مدرن معماری باز داشت.وی به شیوه “بوزآر” به عنوان مقدمه ای برای توصیف روح معماری ، میاندیشید.وی در رابطه با نقش معمار به عنوان یک هنرمند گفته است: ” خلق هنر بر آوردن یک نیاز نیست، بلکه آفریدن یک نیاز است.”

لوئی سالیوان (Louis Sullivan)

لوییس سالیوان معمار بزرگ آمریکایی و «پدر معماری مدرن» او با تفکرات و عقاید منحصربه فردش توانست تحولی شگرف در هنر و صنعت معماری به وجود آورد و تاثیرات عمیق او بر کسی پوشیده نیست. سالیوان بنیانگذار مدرسه معماران شیکاگو است و «فرانک لویدرایت» معمار افسانه ای آمریکایی از شاگردان او بوده است. «لوییس هنری سالیوان» در سوم سپتامبر ۱۸۵۶ در شهر بوستون به دنیا آمد و مدت کوتاهی در «موسسه فناوری ماساچوست» (ام آی تی) به تحصیل مشغول شد و دریافت که قادر است تحصیلات دبیرستان خود را یک سال زودتر تمام کند و با گذراندن یکسری امتحانات، دو سال در دانشگاه پیش بیفتد. او تنها ۱۶ سال داشت که وارد دانشگاه ام آی تی شد....

دانلود تمامی نقشه های Auditorium Building از آثار معروف سالیوان در ادامه مطلب!

ادامه نوشته

تادائو آندو

تادائو آندو در ۱۳ اکتبر ۱۹۴۱ میلادی در اوزاکای ژاپن دیده به جهان گشود، در سالهای ۶۹-۱۹۶۲ م . تعالیم خود آموخته و غیر آکادمیک خود را به عنوان یک معمار با سفرهای آموزشی به اروپا، آمریکا و آفریقا و مطالعه بر روی خانه های فرانک لویدرایت و کارهای مدرنیسم قدیمی (کلاسیک) تکمیل کرد.افزایش کمی آثار او در سطح معماریهای مسکونی، کلیساها، موزه ها و مجتمع های تجاری بزرگ، و … با تکیه ای مداوم و تقریباً انحصاری بر ساختارهای بتن مسلح بزرگ و نمایان است که عظمت را در معماری او فزونی می بخشد. او واسطه ای میان شرق و غرب است و بتن را ـ با اینکه از مواد جدایی ناپذیر جنبش مدرن اروپاست ـ در جهت نشان دادن زیبایی شناسی شرقی به کار می برد. اولین تمرین معماریش را در سال ۶۹ م . در اوزاکا آغاز کرد و تاکنون بیش از صد و پنجاه پروژه معماری را طراحی کرده است.او از با نفوذ ترین معماران پست مدرن نسل دوم ژاپن محسوب می شود...

ادامه نوشته

استاد هوشنگ سیحون

مهندس هوشنگ سیحون در سال ۱۲۹۹ و در خانواده اى اهل موسیقى به دنیا مى آید.

پدر بزرگ او « میرزا عبدالله » بنیانگذار موسیقى سنتى و معروف به پدر موسیقى سنتى ایران بوده است و مادرش (مولود خانم) از نوازندگان تار و سه تار و معلم زنده یاد « احد عبادى »که دایى سیحون به حساب مى آید. او بعد از راهیابى به دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران استعداد خود را از نقاشى به معمارى توسعه مى دهد و به دعوت « آندره گدار» (رئیس اداره باستان شناسى وقت ایران) براى ادامه تحصیل راهى پاریس و دانشکده هنرهاى زیباى پاریس (بوزار) مى شود و حدود ۳ سال تحت تعلیم « اوتلو زاوارونى » به تکمیل دانش معمارى خود مى پردازد و در سال ۱۹۴۹ به درجه دکتراى هنر مى رسد.

ادامه نوشته

استاد کامران دیبا

 ● زندگی نامه  کامران دیبا(طباطبایی)—متولد تهران- ۵ مارس ۱۹۳۷

کامر ان دیبا آرشیتکت برنامه ریز شهری و نقاش ایر انی در رشته معماری دانشگاه هارواد واشنگتن دی سی تحصیل کرد.در سال ۱۹۶۴ در این رشته فارق التحصیل شد و پس از آن به مدت یک سال تحصیلات تکمیلی را در رشته جامعه شناسی ادامه داد.

در سال ۱۹۶۶ به تهران بازگشت و یک سال بعد رئیس و طراح ارشد شرکت مهندسین مشاور “DAZ” شد."DAZ" در ایران پروژه های بزرگ و گوناگونی به انجام رسانید و به سرعت توسعه یافت به طوریکه در سال ۱۹۷۷ صدوپنجاه پرسنل داشت.

دیبا در ایران صرفا در بخش دولتی فعالیت می کرد.وی به سنت های بومی و هم چنین نیاز های جامعه شهری مدرن و اثر متقابل انسان علاقه مند بود.

پروژه نیمه تمام "شهر جدید شوشتر" (۱۹۷۴-۸۰) در خوزستان که وی آرشیتکت و برنامه ریز آن بود بیشترین موفقیت خود را مرهون الگوهای ساختاری و گونه های ساختمانی سنتی است که دیبا مورد استفاده قرار داده است.

وی این شیوه را جای گزین طراحی بر اساس الگوهای غربی- که مورد حمایت افراد با نفوذ و سردمداران بود_ نمود.

این شهر با ظرفیت جمعیتی بالغ بر ۳۰۰۰۰ نفر در راستای یک شاهراه اصلی ارتباطی طراحی شد .چهار راه ها میادین عمومی و محله های کوچک در اطراف آن شکل می گرفتند و وجود باغ ها و بازارها زندگی اجتماعی را تقویت می کرد.

بناهای آجری شاعرانه دیبا معماری شاخصی را خلق می کند که زیبا و با شکوه است .

دیگر کارهای شاخص وی در ایران شامل چندین ساختمان در دانشگاه جندی شاپور (۱۹۷۶-۸) است.اما بنایی که شاید شناخته شده ترین اثر وی باشد موزه هنر های معاصر تهران (۱۹۷۶) است که با سقف های نیم هلالی اش یاد آور باد گیر های سنتی خاور میانه است .وی موسس و هم چنین اولین مدیر موزه بود.(۱۹۶۷-۸)

دیبا به عنوان مشاور و برنامه ریز شهری در وزارت مسکن و توسعه شهری ایران خدمت کرد. هم چنین دفتر وی طرح جامعی برای برخی شهرها ارائه داد که از جمله آنها خرمشهر بندری مهم در خلیج فارس است.جایی که وی با طراح یونانی A.Doxias که در بخش خصوصی فعالیت می کرد همکاری کرد.

وی در سال ۱۹۷۷ ایران را به قصد زندگی در پاریس و واشنگتن دی سی ترک کرد تا به صورت شخصی کار کند.

پروژه های وی شامل طرح های خانه سازی در ویرجینیا و طرح توسعه هتل ها در اسپانیا ست.

وی در سال ۱۹۷۷ به عنوان منتقد با دانشگاه "کرنل" همکاری کرد.

دیبا به عنوان یک نقاش چندین نمایشگاه انفرادی در ایران بر پا کرد.وی هم چنین گردآورنده و واسطه فروش آثار نقاشی معاصر غرب بود.

برگرفته شده از:      http://aftab.ir

زندگی و آثار فرانک لوید رایت

تو این قسمت یک بخش کوتاه از یک مقاله راجع به زندگی و آثار فرانک لوید رایت گذاشتم.                                 که خودم از سایت ایشون برداشتم و به فارسی ترجمه کردمش.

Frank Lloyd Wright

Life & Work

Frank Lloyd Wright spent more than 70 years creating designs that revolutionized the art and architecture of the twentieth century.  Many innovations in today's buildings are products of his imagination.  In all he designed 1141 works - including houses, offices, churches, schools, libraries, bridges, museums and many other building types.  Of that total, 532 resulted in completed works, 409 of which still stand  

However, Wright's creative mind was not confined to architecture.  He also designed furniture, fabrics, art glass, lamps, dinnerware, silver, linens and graphic arts.  In addition, he was a prolific writer, an educator and a philosopher.  He authored twenty books and countless articles


زندگی و آثار فرانک لوید رایت

فرانک لوید رایت بیش از 70 سال را صرف خلق طرح هایی کرد که انقلابی در هنر و معماری قرن بیستم پدید آورد. بسیاری از نوآوری های ساختمان های امروز حاصل تصورات او هستند. او مجموعاً 1141 اثر را که شامل خانه ها ، اداره ها ، کلیساها ، مدارس ، کتاب خانه ها ، پل ها ، موزه ها و انواع دیگر ساختمان میباشد ؛ طراحی کرده است. که از این مجموعه تعداد 532 اثر کامل شده و 409 مورد هنوز متوقف مانده است.

اما ذهن خلّاق رایت در معماری محدود نشده بود. او مبلمان ، پارچه ، شیشه ، لامپ ، ظروف غذا ، نقره ، کتان و هنرهای شامل نگارش را هم در نظر داشته و طراحی کرده است. علاوه بر این او یک نویسنده پرکار ، یک معلّم و یک فیلسوف بود. او بیست کتاب وتعداد بیشماری مقاله نوشته است.

 

 

 

میتونید متن کامل مقاله رو به هر دو زبان از طریق لینک های زیر دانلود کنید.

دانلود مقاله فارسی                                                                     Download English article     

      Type: doc        Size : 159KB                                                 Type : doc       Size : 32.5KB